کوچه‌ی خاطرات محمدجواد ناضرصفوی

پلاک 21

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

يكشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۸، ۰۶:۲۹ ب.ظ

امروز که سازمان سنجش  کارت ورود به جلسه کنکور رو توزیع کرد، بیشتر از همیشه گذر زمان رو حس کردم.یادمه دیروز بود «هشت‌تیرنودوهفت».با اینکه می‌دونستم وضعم خیلی خرابه، اینکه قراره یه سال دیگه‌ام پشت کنکور بمونم ولی ساعت پنج‌ونیم صبح از خونه زدم بیرون رفتم سر خاک .واقعا پشیمون بودم از اینکه یه سال هیچی درس نخونده بودم دیگه هم کاری از دستم بر نمی‌اومد .

 سر خاک مادرم که رسیدم گریه‌ام گرفت، طبیعی بود کسی جز اون از اوضاع خبر نداشت.گفتم که امسال دیگه جبران می‌کنم و با یه رتبه خیلی خوب برمیگردم حتی گفتم تا جبران نکنم دیگه نمیام.قرار شد از دو روز بعد کنکور درس رو شروع کنم و تا وقتی نتایج بیاد یه ازمونم برم بلکه برای پشت کنکور 98 موندن دلیلی داشته باشم.

از اون دو روز بعدی که قرار بود شروع کنم تقریبا یه سال گذشته،یه سالی که من بازم درس نخوندم و هیچ اتفاق و خاطره‌ی خاصی نیست که من از امسال به یاد بیارم حتی نمیدونم چی جوری گذشت .

پنجشنبه بازم سرخاک میرم ولی بعیده بازم گریه کنم ،همه‌ی حرف‌هایی که پارسال زدم رو هم امسالم دارم می‌زنم اینکه میخونم و جبران و فلان و فلان و فلان حتی اون شرطی که توی پست قبل گفتم اینکه اگه تا اخر تابستون خوب درس بخونم و نتیجه هم ازش بگیرم برای کنکور 99 میمونم رو هم برداشتم به جاش همون شرط پارسالم رو گذاشتم اگه ازمون 4 مرداد رو خوندم و ازمون دادم و ازمونم خوب شد بعدش می‌رسیم به اینکه باید تا اخر تابستون درس بخونم.اگرم که برای ازمون 4 مرداد به هر دلیلی نخوندم یا ثبت نامش نکردم دیگه از خیر کنکور می‌گذرم و همین پیام نور می‌رم ،شاید ادم این داستان من نیستم ،شاید قرار نیست من توی درس موفق بشم،شاید اصلا استعداد اینکار رو ندارم و خودم رو دارم گول می‌زنم.


+برای من نه ، ولی برای بقیه کنکوری‌ها حتما دعا کنید.ممنون:))

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۸/۰۴/۰۹
mohammad.j n.safavi