کوچه‌ی خاطرات محمدجواد ناضرصفوی

پلاک 21

خیال‌پردازی ناسازگار و من

چهارشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ۱۱:۲۱ ق.ظ

بعد یه عمر بفهمی که...


رویاپردازی ناسازگار چیست ؟


رویا پردازی ناسازگار (یا خیالبافی ناهنجار) و یا به زبان انگلیسی Maladaptive Daydreaming ، به گونه ای از رویا پردازی گفته میشود که شخص به صورت افراطی آن را انجام میدهد و عموما تا چند دقیقه ی اول ، خود به طور کامل متوجه انجام این کار نیست. علاوه بر این ، در رویا پردازی ناسازگار ، شخص دقیقه ها و گاهی ساعت ها از کار خود دست کشیده و به رویا پردازی و ساخت سناریو های مختلف در ذهن خود می پردازد.
کتاب خواندن ، تماشای فیلم ، یا سر رفتن حوصله میتوانند عوامل شروع کننده ی این گونه رویا پردازی باشند. به این شکل که شخص در حین خواندن کتاب ، ایده ای به ذهنش میرسد که ناگهان غرق در تفکر درباره ی آن میشود. دقایقی بعد ، خود را در حال ساختن داستان ها و سناریو ها و همچنین در حال صحبت درباره ی آن موضوع می بیند. گاهی از موضوع اولیه نیز رد شده و به موضوعات دیگر میرسد.
گفته میشود که این گونه رویا پردازان ، معمولا به صورت ناخودآگاه ، برای فرار از واقعیات زندگی و یا پنهان کردن ضعف خود در بخشی از زندگی اقدام به این گونه رویا پردازی می کنند. برخی پزشکان نیز از این رویا پردازی افراطی ، برای افرادی که دچار افسردگی یا اضطراب اجتماعی هستند ، استقبال میکنند.
این رویا پردازی معمولا از کودکی و به دلیل تنهایی کودک و عدم وجود دوستان زیاد در زندگی او ، شروع میشود و عموما پس از ورود به مدرسه و یافتن دوستان جدید ، کودک از خیالبافی ناهنجار دست میکشد (یا حداقل آن را کمتر انجام می دهد). اما در صورتی که کودک در مدرسه نتواند ارتباط اجتماعی کامل و درستی برقرار کند ، به انجام آن ادامه خواهد داد. به مرور زمان ، این رفتار ، به نوعی عادت تبدیل شده و ممکن است در دوران بزرگسالی نیز همراه شخص باشد.

نکاتی جالب درباره ی رویاپردازی ناسازگار (یا خیالبافی ناهنجار)

کسانی که عمل رویا پردازی ناسازگار (یا خیالبافی ناهنجار) را انجام میدهند ، عموما به صورت وسواسی به جزئیات سناریوها و اشخاص ساخته شده در ذهن خود اهمیت داده ، آنها را تا جای ممکن شبیه به واقعیت میسازند و گاهی چندین بار خصوصیات آنها را مرور میکنند. این خصوصیات به قدری دقیق و کامل هستند ، که از آنها میتوان الگوی ساخت رمان یا نوشتن داستان هایی کامل را دریافت کرد.
این گونه رویا پردازی ، جز دسته ی بیماری ها و مشکلات روحی یا روانی نبوده و علاوه بر این ، اکثر پزشکان و روانشناسان از وجود آن بی خبرند.
به هنگام رویا پردازی ناسازگار (یا خیالبافی ناهنجار) … یا Maladaptive Daydreaming ، کار های تکرار شونده ، مثل راه رفتن سریع در اتاق و حرکات دست رایج ترین عوامل ظاهری هستند.
علاوه بر این ها ، حالت های مختلف ابراز احساسات از طریق چهره نیز رایج هستند. مثل گریه ، خنده ، لبخند ، لب خوانی و یا حتی صحبت کردن با صدای بلند.
کسانی که دچار خیالبافی ناهنجار هستند ، کاملا از تفاوت خیالات خود و واقعیت دنیا آگاه بوده و هیچ گاه این دو را در حافظه ی خود با یکدیگر اشتباه نمیگیرند. به طوری که حتی اگر اتفاقی در واقعیت افتاده باشد و بعدا درباره آن داستانی در ذهن خود ساخته باشند ، قادر خواهند بود که نسخه ی واقعی و نسخه ی ساختگی خود را از هم تشخیص داده و با یکدیگر ترکیب (یا به قول خودمان “قاطی”) نکنند
معمولا بزرگترین مشکل این اشخاص به خواب رفتن است. چراکه گاهی اوقات ، به هنگام خواب ، ساعت ها به تصور کردن و رویا پردازی درباره ی موضوعات مختلف می پردازند (به صورت ناخودآگاه).

این گونه رویا پردازان ، عموما از دسته افرادی هستند که کارهای خود را به تعویق می اندازند. 


بعد یه عمر زندگی و سه سال پشت کنکور موندن بفهمی مشکلت اینه.

یه عمر تلف کردن زندگیت به خاطر چیزی به اسم خیال پردازی ناسازگار، یه عمر مشکل من نبودم ،مشکل این بوده ذهن من زیادی خیال پردازه اونقدری که صبحم رو باهاش بتونم شب کنم.

حداقلش اینه فهمیدم اونقدری که فکر میکردم کامل نیستم هه.ولی ولی خوبیش اینه فهمیدم نزاشتم 25،30،35 سالم بشه و بعد تازه بفهمم،هنوز 21 سالمه و هنوز وقت برای جبران دارم:).

خوبه که حالا میدونم دردم چیه.


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۸/۰۳/۲۹
mohammad.j n.safavi

نظرات  (۱۰)

زیارتتون قبول ، ممنونم 

پاسخ:
بازم سلام
قبول حق:)
خواهش میکنم^_^
سلام ، منم دارمش ، به شدّت ، از صبح تا شب و موقع انجام هر کاری ، با آدمایی که وجود ندارن صحبت میکنم ، میخندم و گریه میکنم ، از دوران بچگی هم برام وجود داشت و به تدریج شدتش بیشتر شد ؛ عصبیم میکنه ، تمام تمرکزم رو ازم گرفته و خب ماجرا به همین جا ختم نمیشه ، چون علاوه بر md ، افسردگی و ocd  هم دارم 
خسته کننده ست ، هفته ی دیگه میرم روانپزشک ، امیدوارم جواب بده و بتونم از پسش بربیام .
پاسخ:
سلام بر انا خانوم:)
ای بابا انشالله حالتون خیلی سریع خوب بشه,من الان مشهدم,رفتم حرم براتون دعا میکنم
به نظرم اول برید پیش روانشناس و سعی کنید بدون دارو خوبش کنید
داروها جلوی لین کار رو نمیگیرند فقط مغز رو ضعیف میکنند تا نتونه این کارهارو انجام بده
موفق باشید:)
اختلال نباشه بدتر از اختلاله...
آخه جلوشو نگیرم که غرق میشم تو فکر.و فقط در جا میزنم...
فکر میکنم خوراک اشتباه اژدها فقط مربوط به اون دسته از خیالاییه که به فکرای مثبت و راضی شدن روح مربوطن...من دیگه به ذهنم اجازه نمیدم که الکی خیالبافی مثبت کنه در مورد آینده..بقیه ی فکرارو چیکار کنم!
امروز یک ساعت اومدم فکرامو بنویسم که بعدا بهشون فکر کنم یک صفحه شد!نمیدونم قبلا هم اینطوری بودم یا از وقتی متوجه این اختلال شدم اینطوری شدم..
چون واقعا جایی و ندارم که در موردش حرف بزنم اینجا دارم اینارو میگم وگرنه اصلا انتظار ندارم که واسه جمله های کامنتم جواب بنویسی و بهشون فکر کنی..

همه ی کامنتای بالا رو با جواباشون خوندم..مرسی:)

خیلیا هستن ولی شاید اونقدر بهشون آسیب نزنه...ولی من الان احتیاج دارم که تمرکز کنم و نتیجه بگیرم...دارم تلاشمو میکنم و میدونم که بی نتیجه نمیمونه ...ولی واسه من واقعا سخته...سخته یه جا نشستن و فقط به یه چیز فکر کردن...

ممنون از حرفای خوبت
ان شا...با توکل به خدا و امید بهش:)


پاسخ:
1-در جواب کامنت خصوصی : عاقا من ناشناس انگیزه میدم قربت الی الله چرا ادم رو ضایع میکنید:| :))
2-همین که کامنت قبلی رو خوندم حاضر بودم شرط ببندم خودتی. حتی نوشتم نوشتارتون خیلی شبیه یکی از دوستای نزدیک منه، بعد پاک کردم.الکیه مگه قدیمی ترین رفیقم تو بیان رو نشناسم :دی

3-جلوش رو نگیر ، چون نمیتونی، یکی تز راهکارهایی که گفته بود این بود که یه جایی رو توی خونه معلوم کنی و هر وقت هر وقت فهمیدی داری خیال پردازی میکنی بری سر اون مکان و ادامه خیال پردازی رئ اونجا بدی . این واقعا کار میکنه یه بار اینو امتخان کن مثلا داری در مورد دانشگاه فکر میکنی سریع برو سر اون صندلی بشین و بگو خوب اینحای خیالم بودم حالا ادامه اش، بعد چون قراره حالا ارادی خیال پردازی کنی دیگه نمیشه .

ببی اخه همه ی فکرها که اشتباه نیستن ذهن ما اشتباها عادت کردی هر چیزی حتی شده در مورد 1 ثانیه بعد رو کش بده ، مثلا اینکه تو ذهنم بگم الان این خودکار رو بردارم یه چیز معموله، ولی شروع منی با اون خودکار توی ذهنت خیال پردازی کردن میشه خیال پردازی ناسازگار 

دختر داییم میگفت بنویس خیال پردازی هات درباره ی چیه بعد یه ماه اینارو دسته بندی کن ببین ذهنت چی میخواد بگه
مثلا یه نفرو مثال زد که خیلی به مردن فکر میکرد
بعد چون تو وقتی میای فکراتو مینویسی یه ایده رو از ذهنت میگیری,ذهنت حالا میخواد خیال پردازی کنه میره سر ایده بعدی,همین جور ایده بعدی بعدی بعدی تا صفحه ات پر بشه
چرا فکر میکنی من جواب کامنت قدیمی‌ترین رفیقم توی بیان رو نمیدم و بهش فکر نمیکنم,هوم؟:)

از من بیشتر به کسی اسیب نزده,چه کانون چه سنجش ازموناش رو توشتم از هرکدوم فقط یکی رو رفتم,الانم هیچیه هیچی نخوندم,روزی 10 ، 12 ساعت توی خیالم بودم من,اونم با این محیط ایزوله و تنهایی که دارم
توی این چند روز به چندین راه مختلف ادامه زندگیم فکر کردم ,از ترک تحصیل و رفتن به سمت رستوران داری بگیر تا این اخری که برم پیام نور و یه سال دیگه کنکور بدم, امشبم یه پست براش مینویسم و این تصمیم اخرمه
به این فکر کن با هر ضرب و زوری امسال نتیجه میگرفتی ولی متوجه این موضوع نمیشدی,اینی که تا الان باعث عقب موندن ما شده بعدا هم میشد اگر نمیفهمیدیمش

خواهش میکنم ای رفیق:)
ایشالله هرچی قسمت باشه:)
منم همینم...از بچگی همین طوری بودم...ولی حالا به خاطر احساس تنهایی و پوشوندن ضعفایی که دارم شدید تر شده تا روحم ارضا شه.. در حدی که گاهی تو خیالم میخندم...چند بار تو خیالم اینجا کامنت دادم..
اولش فکر میکردم طبیعیه!ولی وقتی پست شما رو خوندم به فکر فرو رفتم..اگه طبیعی بود اینقدر اذیت نمیشدم...این کمال گراییم،وسواسم،اعتیادم به فضای مجازی که همیشه برام سوال بود چرا نمیتونم کنترلش کنم؟و هی از همه جا لفت میدادم و دوباره همون آش و همون کاسه....همش به خاطر این خیالبافی لعنتیه...اصلا دوست ندارم با کسی در موردش صحبت کنم و مورد قضاوت قرار بگیرم...من اصلا نمیدونستم این مدت این خیال بافیه که تمرکز منو بهم میزنه،این خیال بافیه که نمیذاره بکوب کارم و انجام بدم..کاملا هم غیر ارادیه...ولی امروز حواسم بود هر وقت که فکرم میرفت جای دیگه به خودم گوشزد میکردم،واقعا انرژی بر بود...ولی امیدوارم که جواب بده...
پاسخ:
سلام دوست من
راستش رو بگم اگه جای ناشناس اسم خودم نوشته شده بود شک نداشتم که این کامنت رو خودم به خودم دادم
درکت میکنم منم نه تنها بعضی وقتا واقعا لبخند میزنم,میخندم,حرفایی که تو خیالم میگم رو لب میزنم,دستام رو تکون میدم,واکنش نشون میدم
همه‌ی این‌ها رو منم میکنم 
باورت نمیشه ولی من اول کامنتت رو دیدم حتی خوندمش,بعد اومدم غذا درست کنم طی این مدت چند بار جوابت رو دادم.

ببین این یه اختلال نیست,یعنی ماها فرق خیال و واقعیت رو میدونیم,میدونیم همه‌ی این خیال‌هامون الکیه,واقعیت نداره,ولی یه سری‌ها هستند فرقش رو نمیفهمند

یه شوهر خاله دارم من خیلی ادعا دین داری و اینا داره وقتی درباره‌ی این موضوع تخقیق میکردم فهمیدم اونم به همین مسئله دچاره
چون فکر میکنه خیلی با خداست توی خیالش خودش رو مورد ازمایش قرار میده که هی زن‌ها میان بهش پیشنهاد میدند,اینم توجه نمیکنه(😅)
نگاه کن الان این ادم اگه قرصهای(سنش زیاده)اعصابش رو نخوره قرق خیال و واقعیت رو نمیفهمه ولی ما این طوری نیستیم ما میفهمیم فرق خیال و واقعیت رو 
و چی از این بهتر که الان وقتی جوونیم و سنمون کمه خودمون فهمیدیم مشکلمون و میتونیم جلوش رو بگیریم
درسته الان خیلی وقت‌ها من تلف کردم به خاطر این موضوع ولی چی میشد اگه من این موضوع رو پنج سال بعد میفهمیدم اون وقت پنج سال دیگم عمرم هدر میرفت
پس خداروشکر,دم خدا گرم که زودتر فهمیدیمش
ببین بند دوم کامنتت دقیقا منم,یعنی قشنگ منو داره میگه
ولی خب راه درمانش رو الان میدونیم
من تا اینجا رو ذخیره کنم الان ادانه‌اش رو مینویسم
اتفاقا نباید جلوش رو بگیری 
دختر دایی من بهم میگفت این ذهن مثل یه اژدهاس(یه شعر از مثنوی گفت) و تو الان خوراک اشتباهی دادی بهش و این حریص شده,چرا چون بدون زحمت کشیدن نیازهاش رو برطرف کرده
حالا وقتی جلوی این اژدها رو بگیری بازم گشنه تر میشه
اصلا نباید جلوی خیال‌پردازی هات رو بگیری

کامنت خودت رو بخون نوشتی " کاملا هم غیرارادیه"
دقیقا غیر ارادیه  و وقتی بخوای ارادی انجامش بدی نمیتونی

جوابی که من به کامنتای بقیه دادم رو بخون توی یکیشون راهکارهایی که دختر داییم گفت رو نوشتم
اونا واقعا عملی اند,چون قراره توی اون راهکارها ارادی خیال پردازی کنی و این 
جلوش رو میگیره

یه چیز دیگه‌ای هم که من فهمیدم اینه که اگه سرم جایی گرم باشه خیلی کمتر خیال پردازی میکنم
مثلا وقتایی که میرم کتابخونه این خیال پردازی ها خیلی کمتر میشه

دوست من,خیلی مهمه که ما الان اینو فهمیدم,تقریبا هر کس این متن رو خونده گفته منم اینجوریم,حالا ببین چه قدر ادم هستند که به این مشکل دچارند و نمیدونند
وقتی میدونیم مشکل چیه و راه حلش چیه,وقت میزاریم درستش میکنیم
غصه نخور,نگران نباش,مطمئنم توام همسن منی,هنوز خیلی وقت داریم
مطمئن باش از پس اینم بر میایم برامون خاطره میشه
شک نکن:))

منم این مدلیم ک :)
پاسخ:
سلام
اره هر کی متن روخونده گفته منم اینجوریم:)
اگه جلوی کارهای روزمره‌تون رو گرفته زودتر برید پیش روانشناس,
چون به مرور بدتر میشه

خیلی ممنون 
حالا اگه شد میرم 
 برای۹۹ شروع به خوندن کردید؟ 

پاسخ:
خواهش میکنم
نه هنوز,فعلا این یکی رو به سلامت تمومش کنیم تا بعدی:)
سلام دوباره 
من جایی که زندگی میکنم خیلی کوچیکه مشاور و روانشناس خوب نداره 
میتونی خودت راهنماییم کنی؟ 

من حتی از شما هم اوضاعم بدتره چون وقتی با یکی حرف میزنمم تو خیال خودمم همزمان !!!! حتی الان
پاسخ:
بازم سلام:)
اره میتونم راهکارهاشو بهت بگم ولی خوب اون توضیحاتی که داد رو نمیتونم چون همش رو یادم نیست و مجبورم نقل به مضمون کنم و این وسط ممکنه حرف اشتباهی زده باشم.از طرف دیگه ممکنه مشکلت یه چیز دیگه باشه و این مورد نباشه,به خاطر این تاکید دارم که حتما پیش روانشناس بری.حالا راهکاراشو بگم,سه تاست:
1- مکان خیال پردازی:یه جایی رو توی خونه مشخص کن مثلا من یه مبل تکی رو مشخص کردم,اسمش رو بزار جایگاه خیال پردازی,حالا هر وقت دیدی داری خیال پردازی میکنی جلوش رو نگیر,هر وقت بود وسط غذا خوردن,خوابیدن هر وقتی,به جاش برو سر اون صندلی بشین و شروع کن خیال پردازی کردن,در کمال تعجب میبینی,دیگه نمیتونی خیال پردازی کنی,چرا,چون قبل از این خیال پردازی هات غیر ارادی بودند و حالا میخوای ارادی انجامشون بدی,نمیشه.
2-حواس پنجگانه: هر وقتی در هر لحظه‌ای ببین پنج حست چه چیزی رو دارند حس میکنند
مثلا الان صدای این وانتی ها میاد و صدای اهنگ نگران نباش
گوشی رو لمس میکنم با فرش زیر پام
بویی نمیاد
دهنم یکم مزه تلخی میده
و چشمم داره صفحه کلید go رو میبینه که همین الان فهمیدم 41 دکمه دارهD:
این برای اینه که حواست رو جمع کنی
3-تایم خیال پردازی:اینو خودم هنوز عملی نکردم,ولی اینجوریه که هر روز سه یا چهار بار برو سر اون صندلیه بشین و 10 دقیقه یا هر چه قدر میخوای خیال پردادی کن و سر ده دقیقه پاشو
مثلا من میخوام از فردا قبل خوابیدن,بعد بیدارشدن,قبل ناهار و قبل شام این کارر بکنم
این سه تا بود,یکی دیگم گفت که کلید واژه ایبنویسی در چه مواردی خیال پردازی میکنی ,و بعد مثلا یه ماه ببینی مغزت چی داره بهت میگه
مثلا اگه زیاد در مورد ازدواج خیال پردازی میکنی
یعنی مغزت داره بهت میگه من میخوام ازدواج کنمD:
یا هر چیز دیگه ای
اینا بود امیدوارم به دردت بخوره

ولی بازم میگم حتی شده بری یه شهر دیگه برو پیش یه روانشناس,تا بهتر بتونه کمکت کنه,اینا با شرایطیه که من دارمه,برای شما ممکنه اون روانشناس چیز دیگه ای بگه
امیدوارم خوب بشید و کنکورم داغان کنید:)

دو مورد ایین جمله‌ی اخرتم بگم که طبیعیه,منم همینم,تازه من چند تا دیالوگم از طرف جلوترمD:
سلام 
منم بهش دچارم و این اواخر بیشتر شده
و تیپ شخصیتیم INFPهستش 
منم اما خیلی وقته بهش دچارم امسال متوجه شدم:(

پاسخ:
سلام
اشکال نداره,همین که فهمیدی و میشه درستش کرد عالیه
به تیپ شخصیتی ربطی نداره و باید حتما پیش یه روانشناس خوب بری,جدا از اینکه راهکار بهت بده,باهاش حرف بزنی و یکم سبک شی
حتما برو روانشناس
من رسیده بودم به روزی 9-10 ساعت خیال پردازی در روز
میشه درستش کرد غصه نخور:)
چند وقتیه فهمیدم اینجوریم، وقتایی ک قراره درس بخونم زیادتر میشه و اصلا نمیتونم طولانی مدت رو یه کاری تمرکز کنم، هر ۲_۳ ماه یه فکر جدید، یه خیال و ایده جدید میاد تو ذهنم.
بعضی وقتام کلافه میشم.
فکنم شمام آزمون MBTI رو بدی و ببینی چ تیپ شخصیتی داری و چ کارایی با روحیاتت سازگاره خیلی کمکتون کنه

پاسخ:
خب شما مشکلتون این نیست
اینی که من میگم,هر چیز هر چیز مسخره ای رو شروع میکنه خیال پردازی کردن در موردش
مثلا فرض کنید که الان کامنتی رو که شما  به من دادید رو من به شما داده باشم.
اونوقت من شروع میکنم به اینکه شما چه جوابی به کامنت من میدی رو خیال پردازی میکنم و به جواب فرضی شما جواب میدم.
تقریبا هر 5 دقیقه یه ایده جدید داره D:
حامی بود چند بار قبلا ازمونش رو دادم
کلا مشکل من اینه اصلا تا همین الان هیچ سعیی نکردم برای زندگیم همیشه استعدادهام جور تلاش نکردن من رو کشیدند

۲۷ خرداد ۹۸ ، ۲۳:۲۴ سوال کننده پست برای مشکلم اینه برای ارزوهام تلاش نمیکنم (فاطمه)
سلام 
این خود منم 
البته قبلا این تخیلات رو مینوشتم 
ولی من فقط ارزوهامو تو تخیلم نمیارم
 هر اتفاقی یه حکایت میسازم 
اهنگ گوش دادن شدتش رو بیشتر میکنه ولی نمیتونم اهنگ گوش دادن رو ترک کنم 
خب حالا باید چیکار کنیم؟!
سه سال پشت کنکور؟ سرباز نشدید؟ 


پاسخ:
سلام
دقیقا همین طوره,هر چیزی که در مورد اینده هست رو شروع میکنیم کش دادن و براش داستان درست کردن
اهنگ,تنهایی,استرس و... شدتش رو بیشتر میکنه
باید برید پیش یه روانشناس خوب ,این رویاپردازی ناسازگار یه شکلی از وسواس فکریه,اون یه سری راهکار میده میتونید جلوش رو بگیرید
من رفتم پیش دخترداییم که روانشناسه,میگفت حتی میدونستم اینجوری شدی,منتظر بودم خودت بفهمی بیای:)
میتونم راهکارهاشو بهتون بگم,چیزهای عجیب غریبی نیستند ولی خودتون برید پیش یه نفر که بهتون توضیح بده بهتره

نه رفتم پیام نور,مرخصی گرفتم.امسالم همین پیام نور رو میرم ولی باز 99 رو هم کنکور میدم,من هنوز 1% توانم رو هم استفاده نکردم,نمیزارم هدر برند:)