کوچه‌ی خاطرات محمدجواد ناضرصفوی

پلاک 21

تو چی میخوای؟(2)

شنبه, ۸ تیر ۱۳۹۸، ۱۲:۳۲ ق.ظ

به پسرخالم مشکلم رو گفتم.اینکه یه اختلالی و مشکل و صد البته تنبلی خودم باعث شده که من حتی از 5% توانم هم استفاده نتونم بکنم.اصلا راحت شزم از وقتی گفتم اینکه دیگه نیازی نیست عذاب بکشم تا اومدن نتایج و اون موقع فکر کنم که چی جوری باید بگم.

توی پست رمزدار قبلی از دو تا راه حرف زدم,یکی راهیه که زود بازده تره و نتایج خیلی خیلی مثبتی داره و فقط یکی دو عیب کوچیک داره و راه دوم راهیه که خیلی خیلی خیلی سخته و به این زودی‌ها به بازدهی و درامد نمیرسه و تنها همون دو عیب راه اول مزیت راه دومه.

خب همون جور که توی اون پست رمزدار نوشتم من قراره راه دوم رو انتخاب کنم,چون اون ارزو و علاقه و قول منه حالا هر چه قدر که میخواد سخت باشه ولی دیگه نه به هر شرایطی,دیگه قرار نیست الکی بزارم عمرم هدر بره.

توی راه دوم قراره امسال برم دانشگاه,همون پیام نوری که یه ساله ازش مرخصی گرفتم علاوه بر این قراره کنکور 99 هم شرکت کنم اونم نه وقتی که هیچ سعیی نکردم.

با خودم شرط کردم حتما باید تابستون درس بخونم و ازمون شرکت کنم و حتما از این درس خوندنم نتیجه‌ای که میخوام رو بگیرم و اگه اینطور نشه دیگه از مهر میرم دانشگاه و به جای کنکور به کار یا همون راه دوم میچسبم.دیگه هم قرار نیست توی این محیط ایزوله و تنهایی که برای خودم درست کردم درس بخونم,حتما باید برم کتابخونه و اونجا درس بخونم.

این وسط یه سری مشکل اضافه دیگم هست که نه میتونم ولشون کنم نه میتونم حلشون کنم تنها راهی که دارم اینه که باهاشون بسازم و بهشون نظم بدم تا حداقل اعصاب خردی برام ایجاد نکنند.

یه سری امکاناتم نیاز دارم,که قراره با هزار تا قرض و قوله و فروختن همه‌ی پس‌اندازهام جورشون کنم,هم چون بهشون نیاز دارم,هم چون صرفه جویی میشه در وقتم هم اینکه اون مشکلهارو میشه باهاش نظم بدم.

امسال هر چی میخواد بشه دیگه برام فرقی نداره,اگه تونستم از پس این مشکلا بر بیام و عین بچه ادم درسم رو بخونم که هیچی اگه نه,شاید که هیچوقت تو زندگیم درس نخونده باشم ولی مطمئنم عرضه کار کردن رو دارم.هرچی میخواد بشه امسال قراره برای من خوب تموم بشه:))

بدانید و آگاه باشید شما از اولین نفراتی هستید که میدونه تصمیم من چیه و اگه قسمت باشه کنکور 99 ای شرکت کنم جز شماها و همین دو سه نفر حانواده‌ام قرار نیست هیچ کس دیگه ای بفهمه,خلاصه که امین منید دیگه:)) (وی هندونه زیر بغل خوانندگانش میگداشت😁)

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۸/۰۴/۰۸
mohammad.j n.safavi

نظرات  (۹)

انشالله که با قدرت شروع کنید و تا آخر ادامه بدید
منم انشالله همین هفته شروع میکنم
شبتون بخیر☺🌷
پاسخ:
ممنون:)
داغان کنید
عاقبتتون بخیر:)
اون پستی که گفتید رو خوندم اجازه بدید ی مزیت دیگه هم به مورد دوم اضافه کنم اونم اینکه تا آخر عمرتون حسرت نمیخورید (این مهمترین مزیت مورد دومه بنظرم )
یکی از آشنایان سه سال پیش بطرز دیوانه واری فکر مهاجرت زد به سرش اما خانواده به سختی جلوشو گرفتن و سرشو با ازدواج گرم کردن ی مدتی از سرش پرید اما نتونست فراموش کنه و متاسفانه این علاقه با شدت بیشتری برگشت و پشیمونه که چرا همون موقع کارو تموم نکرد و الآن منتظره تا بچه اش به دنیا بیاد و خانومشو طلاق بده چون خانومش راضی نیست و با بچه بره اونور و هرچقدر بقیه سعی کردن منصرفش کنن نشد گفت برای رسیدن به هدفم خودخواهم و فقط به خودم فکر میکنم...
راستش یه جورایی با شما همزاد پنداری کردم که این همه نوشتم منم با اینکه خستگی درس خوندن ندارم اما از لحاظ روحی بی نهایت بهم فشار وارد شد و انقدر جو بدی رو از جمله دعواهای هرروزه تو خونه تحمل کردم که قسم خوردم امسال فقط برم کتابخونه و یک کلمه هم تو خونه درس نخونم(در این حد)...
این فشار زیادی که شما تو این مدت متحمل شدین باعث شده مزیت های مورد اولو انقدر برای خودتون گنده کنین(منم همیشه فکر میکنم اگه از کنکور خلاص شم تمام لذت های دنیا مال منه  )و این کاملا طبیعیه چون آدم از افراط به سمت اعتدال کشیده نمیشه به سمت تفریط میره مطمئن باشید وقت واسه خوشگذرونی در آینده زیاده و 100% راه درست رو در پیش گرفتید چه بسا با انتخاب مورد اول هیچوقت رضایت درونی از زندگی نداشته باشید نمونه دیگه اش عموی دوستم که سال سوم دندان پزشکی در عراق بوده و بنا به مسائل روحی و افسردگی انصراف داد و بعد هم ازدواج کرد و اومد ایران به تازگی از عراق براش دعوتنامه اومده که میتونه از سال چهارم درسشو ادامه بده و مدرک بگیره حالا فکر کنید یه مرد پولدار 55 ساله پولدار با زن و بچه تو این سن بعد از 30 سال دوباره میخواد بره دنبال علاقه اش...
این مثالا رو گفتم که بگم اون سر دنیا هم بری نمیتونی از علاقه ات فرار کنی بالاخره از یک جا میزنه بیرون (گفتم که خیالت راحت باشه که تصمیمت درسته )
کامنت قبلی که گفتم هدفتون داره کمرنگ میشه چون یکی از دلایلشو میدونم گفتم اینم بگم:ی جا خوندم اونایی که خیالپردازی قوی دارن چون تو خیالشون به اون هدفه میرسن و اون لذت رسیدن رو خیلی واضح و شفاف تجربه میکنن تو زندگی واقعی خیلی انگیزه ای برای رسیدن بهش ندارن چون تجربه اش کردن پس حواستون باشه که خیلی اون حس رسیدن رو تصور نکنید همیشه ی حس کم ترس از نرسیدن برای نیروی محرکه خوبه...
راهکار آخری که گفتید رو کاملا باهاش موافقم خیلی خوبه...
راستش منم اکثر خیالپردازیام برای فرار از مشکلات و زندگی واقعیمه اما بالاخره باید با واقعیت رو به رو شد و باید اینو پذیرفت که در اکثر موارد شرایط اطرافمون ثابته این مائیم که متغیریم و باید یاد بگیریم با هر سختی خودمونو وفق بدیم و فرار نکنیم به هر حال واقعیت زندگی ما چه خوب چه بد همینه باید در صدد بهتر کردنش باشیم...
در مورد درس خوندن هم خیلی خوشحال میشم که همراهی تون کنم چون خیلی وقته تو جو های کنکوری نبودم...
ی مورد دیگه اینکه از الان به خودتون تلقین نکنید که نمیخوام خودمو واسه کنکور هلاک کنم چون هدف های بزرگ 100% انرژی و هلاک کردن رو میطلبه(کم کم تایم مطالعه رو میبرید بالا مطمئن باشید به سختی فشار روانی نیست  )پس بنظرم الان فقط به فکر این باشید که مسافرت خیلی بهتون خوش بگذره و از لحاظ روحی خودتونو تخلیه کنید تا تازه نفس برای یه شروع خوب برگردید(مثل این سه چهار سالی که گذشت امسال هم میگذره اما اینبار با یه خاطره شیرین )
و در آخر خوشحالم که تصمیم نهاییتون رو گرفتید چون خوب میدونم تو برزخ بودن از همه چی بدتره . ..
بازم که پرحرفی کردم 😨
موفق باشید 🌹🌹🌹
پاسخ:
سلام دوباره بر زهرا خانوم:)
بله اینم هست,حسرت چیزیه که از بین نمیره
منم تا حد امکان میرم کتابخونه,دیگه خونه نمیتونم بمونم
7-8 ساعت پیوسته و همیشگی به نظرم کافیه,بیشتر از این به جز هفته‌ها یا یکی دو ماه اخر واجب و نیست و همین کفاف چیزی که من میخوام رو میده
انشالله,همه قبول بشند چه من چه شما,همه از پس این کنکور اون جور که میخوایم بر بیایم و به هدفمون برسیم.
من خیلی ممنونم ازتون,اصلا من شرمنده این پرحرفی‌هام:)
شما هم خیلی موفق باشید,نمیدونم شروع کردید که یا نه به هر حال اگه شروع کردید که امیدوارم با قدرت ادامه بدید,اگر هم که در مرحله سوخت گیری و تجدید انرژی اید امیدوارم خیلی خوب شروع کنید و خیلی خوبم تمومش کنید
انشالله من برم بیام و شروع کنم ولی بدانید و آگاه باشید هرگز نخواهید توانست از من بیشتر درس بخونید🙈😁😎(وی از الان کری میخواند😅)
شبتون بخیر
سلام . ..حدود ی ماه پیش بصورت اتفاقی پست من و خیال پردازی ناسازگار رو خوندم هر چی بیشتر میخوندم هیجان زده تر میشدم میگفتم خدایا ینی من مشکل زندگیمو فهمیدم چیه ؟؟؟ تمام قسمتاش با زندگی من تطابق داشت و کاملا هم ریشه در کودکی من داره و این چند ساله بخاطر مشکلات زیادی که تو زندگیم بوجود اومده بهش دامن زده شده و من در روز بالای 10 ساعت درگیر خیالپردازی بودم نزریک کنکور امسال همش به این فکرمیکردم چی شد منی که انقدر عاشق هدفم بودم سه ساله دارم کنکور میدم دریغ از ی روز مفید درس خوندن 1% هم فکرشو نمیکردم ی روز اینجوری بشه هر چی فکرکردم اصلا یادم نیومد که این چند سال چجوری گذشت و من چجوری تونستم سه سال کامل رو تلف کنم؟؟همش میگفتم وقت تلف کردنم حدی داره آخه!هیچ دلیل منطقی پیدا نکردم واسش...وقتی بعد کنکور 97 به مشاورم گفتم من امسال هییییچی نخونده بودم میخوام بازم بمونم برگشت گفت اگه امسالم نخونی چی؟؟تو عوض نمیشی گل آدما تغییر نمیکنه تو آدم کنکور دادن نیستی تو حدت همینه حد خودتو بشناس...اما الان قضیه فرق داره الان دیگه میدونم مشکل از کجاست !کامنتای اون پست رو که خوندم انگار همشو خودم نوشتم اما الان ی سوالی برام پیش اومده شما که خودتم میگی حتی از یه درصد توانت هم استفاده نکرده بودی حالا که فهمیدی مشکلت چیه چرا انقدر ساده از استعدادهات میگذری همین که میگی(مسال هر چی میخواد بشه دیگه برام فرقی نداره,اگه تونستم از پس این مشکلا بر بیام و عین بچه ادم درسم رو بخونم که هیچی اگه نه,شاید که هیچوقت تو زندگیم درس نخونده باشم ولی مطمئنم عرضه کار کردن رو دارم
شما که سه چهار سال از عمرتو واسه کنکور تلف کردی پس حتمااا ی هدف خیلی مهمی داشتی وگرنه بیکار که نبودی چون 90% از کنکوریایی که دورم دیدن وقتی میبینن قبول نمیشن همه هدفاشونو یادشون میره و به هررشته ای که قبول شن قناعت مبکنن و به فکر تلاش دوباره نیستن اما شما از اون دسته نیستی و این خیلی ارزشمنده که با وجود این همه فشارروحی شما باز هم دست نکشیدی راستش خودمم نمیدونم چرا انقدر دارم پرحرفی میکنم و اصلا چرا دارم اینا رو به شما میگم فقط احساس کردم لازمه که بگم احساس میکنم شما ی هدف مهم داشتی اما بخاطر این چند سال ناکامی داره برات کمرنگ میشه اومدم بهت بگم مطمئن باش تو برای اون هدفی که تو ذهنت داری ساخته شدی وگرنه خدا هیییییچوقت اونو تو ذهنت نمینداخت کلیپ این طلب در تو گروگان خداست از الهی قمشه ای رو حتما ببین ...
لطفا دیگه نگو هر چی شد برام فرقی نمیکنه دیگه نگو آدم این داستان من نیستم قهرمان داستان زندگیت خودتی تو در قبال هدفی که براش عمر و جوونیتو صرف کردی مسئولی مگه خدا چقدر باید بهت نشونه بده که بفهمی واسه همون هدفی که تو ذهنته ساخته شدی لطفا ازش ساده نگذر اگه خوب شروع نکردی مسیرتو مهم نیست به درک یه کاری کن آخرش عالی تموم 
اول سعی کن خیالپردازیتو تا جایی که در توان داری به حداقل برسونی (میدونم که چقدر سخته ) نه به پیام نور فکر کن نه به کار تو برای همون چیزی که تو ذهنته ساخته شدی هیشکی تو این دنیا دلسوز تو و رویاهات نیست پس لطفا مثل بچه ات نسبت بهش مسئول باش و خودت،خودت رو از این باتلاقی که توش گیر کردی نجات بده و کنکور 99 رو بترکون ...

پاسخ:
سلام بر زهرا خانوم
اول اینکه خیلی ممنون که این همه وقت گذاشتید و تشویق و کمکم کردید:)
در مورد خود کامنتتونم باید بگم که همه‌ی حرفاتون رو قبول دارم.طی این مدت,بعد کنکور خیلی به همه چیز فکر کردم,فهمیدم اون خیال پردازی ناسازگار یکی از مشکلاتمه و خیلی خیلی مشکل دارم که توی این سه سال من به جای کنار اومدن باهاشون سعی میکردم هی باهاشون بجنگم یا ازشون فرار کنم بلکه راحت بشم ولی خب حواسم به این نبود که این مشکلا زندگی حال حاضر من اند و این درگیری دائمی با اینا فقط باعث اعصاب خوردیم میشد و همین اعصاب خوردی ها سبب تشدید اون خیال پردازی ها میشد باعث میشد که من برم تو محیط ایزوله و تنهای خودم و اونجا سیر کنم بلکه یکم از دست مشکلام فرار کنم.
من کنکور 99 شرکت میکنم ولی واقعا نه به هر قیمتی,نمیام خودم رو برای کنکور هلاک کنم چون واقعا کشش رو دیگه ندارم,درسته من سه سال درس نخوندم ولی فشار کنکور روم بوده,استرس بوده,گیر دادنای خانواده بوده.
ولی خب من راهم رو انتخاب کردم,میتونستم از همین تابستون برم سر کار و از مهرم برم دانشگاه ازاد و یه مدرکی بگیرم اصلا بیاید برید اون پست دیگه ی تو چی میخوای رو بخونید رمزش 960416 هستش
یعنی واقعا هیچ ادم عاقلی نمیاد راهی که من دارم انتخاب میکنم رو انتخاب کنه
ولی من یه قولی دادم,باید به اون عمل کنم,نمیگم تا همین الانم کم کاری کردم و از خیلی کارهام عقب افتادم ولی امسال خیلی با سال های قبل فرق داره,دیگه قرار نیست بشینم تو خونه و در و ببندم تا صبحم شب بشه,میرم کتابخونه درس میخونم,اصلا قرار نیست وقتی من خالی داشته باشم که بخوام اجازه بدم ذهنم خیال پردازی کنه.
امسال قراره خیلس زیرابی و بدون اینکه کسی بفهمه بشینم برای کنکور بخونم و داغانش کنم.
مشهدم برای همین میخوام برم,من درونگرام میخوام برم یه قول و قراری بین خودم و خدام بزارم و بیام,بیام و شروع کنم.

در مورد اون مشاورتون باید بگم که کلا ادم ها وقتی میگیم بهشون من درس نخوندم فکر میکنند داریم دروغ میگیم در حالی که ما واقعا درس نخوندیم
بهش اهمیت ندید,اون شرایط شمارو نمیدونه,نمیفهمه حرفای شمارو,امسال فقط ما باید کار خودمون رو بکنیم,هر کی هر چی میخواد بگه
من برم مشهد بیام شروع میکنم,شاید اومدم یه وب زدم با چند نفر دیگه از بچه ها نشستیم باهم خوندیم,اینجوری که اخر هفته ها بیام بگیم چه قدر درس خوندیم و چی کردیم
حالا ایمیلتون رو گذاشتید بهتون خبر میدم:))
بازم خیلی ممنون ازتون انتظار نداشتم کسی بشینه این همه برای من بنویسه:)))
براتون بهترینارو میخوام,انشالله توی زندگی و کنکور و کلا همه چی خیلی موفق باشید:))
حالا اگه قسمت بود میشینیم باهم برای کنکور میخونیم:)


+راستی یه چیزی هم در مورد اون خیال پردازی ها بگم که از همه‌ یاون راهکارهایی که اونجا گفتم,بهتر اینه که سرتون رو گرم کنید و تنها نباشید
این چیزیه که من فهمیدم,اگر جایی باشم یا سرم گرم یه کاری باشه دیگه کمتر خیال پردازی میکنم.
خیال پردازی رو موافقم :)
یه جا خونده بودم مغز انسان روزی هفتصد رویای چهارده ثانیه ای داره. یعنی داری درس میخونی یهو بعد از چهارده ثانیه میبینی درس نمیخوندی و خیره به کتاب داشتی خیال پردازی میکردی :)
همینکه میخواین دوباره شروع کنین و باهر سختی‌یی هم که هست پیش برین و پیش برین :) موفق باشین.
پاسخ:
امان از این خیال پردازی
مغز من یه 1000 تا 14 ثانیه‌ای داره بعد از این هزازتا یه هفت هشتام یکی دو ساعته داره,بوده ایده‌‌ی خیال پردازی خوب بوده چند ساعت طول کشیده تموم شه
باورت میشه یکی از بزرگترین خیال پردازی های من یه زندگی ای هست که اخرش رئیس جمهور میشم و اصلاحات بسیار خفنی در کشور راه میندازم و ایران رو خیلی توسعه اش میدم:))
این ایده رو شده من چند روز کشش بدم توی یکیشون 9 تا ابزشهر توی 8 جهت جغرافیایی ساختم و هر کدوم بسته به ویزگی های منطقشون قطب یه چیزی بودند
خیلی ایده باحالی بود,یادش بخیر:)))
خیلی ممنون ای پرنیان خانم:)

منظورتون از محیط تنهایی و ایزوله همون انباری خوشگل و رویاییست؟
چشه اونجا اخه؟
(میخواهد این همه پشتکار را تحسین کند ولی ترجیح میدهد کمی ایراد بگیرد!)
پاسخ:
سلام پرنیان خانم
اره همون انباریم
اونجا چیزیش نیست مغز من یکم بی جنبه است وقتی جای تنها قرار میگیره زیادی خیال پردازی میکنه
کدوم پشتکار من؟:)خوبه ایرادهارو هم بگید:)
امیدوارم با سربلندی به پایان برسونی این راه و:))
پاسخ:
سلام محدثه:)
ممنون،خودمم امیدوارم


۰۸ تیر ۹۸ ، ۱۱:۵۲ ツفرشــته بــی بـ❀ـالツ
هندونه ها سنگین بود گذاشتمشون زمین خخخخ پپسی بهتر بودااااااا!!
ایشاالله که موفق میشی توی کنکور حسابی تلاش کن عافنر خخخ
پاسخ:
سلام زهرا خانوم
:)خب میخواید برای شما پپسی باز کنم:)
ممنون:))
شما پسرا چه قدر تو این مقولات کارتون سخته😓
پاسخ:
ما پسرای مظلوم😅
این وسط تنبلی هم بکنیم دیگه خیلی سخت میشه
من امین امینم☻
پاسخ:
شما تاج سری:)