کوچه‌ی خاطرات محمدجواد ناضرصفوی

پلاک 21

۵ مطلب در شهریور ۱۳۹۸ ثبت شده است

به طور میانگین من حداقل روزی یک ساعت تو خونه رژه میرم و غر میزنم و حرص میخورم.همشم تقصیر خودمه,منی که خیلی زیادتر از جایگاهم مسئولیت قبول کردم چون یکی به جای اینکه مسئولیت پذیرترین باشه,بی‌خیال‌ترین و بی مسئولیت ترینه و فقط از علائم حیات خوردن و نفس کشیدن و سیگار کشیدن رو داره و اون یکی هم حق داره کم کم داره مستقل میشه چرا باید فکرش رو به اینجا مشغول کنه.

اگر سه سال گذشته من n تا مشکل داشتم قطع به یقین امسال بیشتر از 2n مشکل دارم,ولی ولی هر چی بشه من امسال مشکلامو بهانه نمیکنم,کسی نمیگه و نمیپرسه و نمیدونه که من چه مشکلاتی داشتم هیچ وقت نمیفهمند من چی میکشم ولی وقتی نتونم میگن این همه کون خودشو پاره کرد رفت پیام نور.

فقط اگه سرم و بزارم زمین امسال بهانه میارم.همین یه حالت!

۲۴ شهریور ۹۸ ، ۲۱:۱۱
mohammad.j n.safavi

این چند روزه یه جوری گذشت،یه اتفاق هایی افتاد و یه چیزهایی دیدم و شنیدم که فهمیدم چه این خدای من گله:)همه چیز رو برام مهیا کرده،یک سال اینده رو که نگاه میکنم میبینم چه فرصت هایی که جلوی روم نذاشته بیشتر از قبل. منظورم اصلا کنکور نیست خیلی موضوعات مهم تری که من همیشه فقط میتونستم بهشون فکر کنم.

حالا این منم و یکسال اینده‌ام باید قدر بدونم و از همه این فرصت ها بهترین استفاده رو بکنم.
 
 
 +چرا من کامنت ها رو زیاد میبندم؟ اول اینکه چون بعضی پستها بیتشتر برای خودمه و بعدم اینکه چون نمیخوام هی وسوسه بشم بیام ببینم کسی کامنت گذاشته و اینا.از این به بعد احتمالا این بسته بودن نظرا بیشترم میشه به خاطر همین گفتم.
 
++و لعنت خدا بر طبع گرم که من حداقل 75 روز از تابستون رو کهیر میزنم:| مثلا 2 هفته پیش من از این شیرینی ها هست با کنجد و اجیل درست میشه و چسبناکه،دو تا دونه خوردم عین دو هفته رو کل بدنم کهیر زده میخاره:/ حتی همین الان:(:/ .
 
+++احتمالا یه حرکتی بزنم برم 5 مهر بیام:).
 
++++داریم به اخرای پلاک 21 میرسیم:))
 
+++++منم توی این شب ها دعا کنید،ادم بشم.
 
++++++شبتون بخیر ، عاقبتتونم بخیر:)
 
 
 

دریافت   حجم 16مگ
 
اگه از اهنکای بیکلام خوشتون میاد تا اخر گوش کنید قشنگه
 
۲۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۸ ، ۲۱:۱۶
mohammad.j n.safavi



اون روز فکر میکردم خیلی قوی ام که گریه نمیکنم،خیلی قوی ام که به جای اینکه بشیینم یه گوشه و گریه کنم واستادم و دارم به بقیه اب‌قند میدم،فکر میکردم خیلی قوی ام که چیزی به کسی نمیگم و همه رو توی دلم نگه میدارم.

بعدش نوبت این سه سال کنکور رسید فکر میکردم کار درستیه به کسی چیزی نمیگم،اینکه چیزی نخونم و بعد کنکورم بگم که رتبه ام رو نمیگم چون به خواستم نرسیدم کار درستیه،اینکه سال اول با وجود اینکه بهترین رتبم رو اوردم ولی انتخاب رشته نکردم کار درستیه،فکر میکردم کار درستیه که حتی یه کلمه درس نخونم ولی اعصابم به هم ریخته باشه و بازم به کسی چیزی نگم کار درستیه.

نتیجه اون اتفاق و این سه سال بالاخره از یه جا بیرون زد.دکتر بهم گفت باید قرص بخورری وگرنه ممکن هر لحظه دوباره اینجوری بشی پشت ماشین باشی و اینجوری بشی خیلی خیلی خیلی خطر داره تا شیش ماه حق ندارم رانندگی کنم اگر هم دوباره تشنج کنم باید قرص بخورم.


این اتفاق من رو ترسوند نه از اینکه ممکنه اتفاق بدی برام بیفته یا حتی بمیرم نه از اینا نمیترسم .از این میترسم امسالم بمونم پشت کنکور و بازم درس نخونم و حالم بدتر از اینی که هست بشه.

ممکنه امسالم مثل سالهای قبل بشه و اخرش تنها چیزی که برام بمونه اعصاب داغان تر باشه.

واقعیت اینه احتمال موفق شدنم خیلی کمه.شاید اگه این اتفاق نمی افتاد قرار بود ماشین بگیرم و هر روز کتابخونه برم که دیگه اونم نمیتونم،اینجوری برام بهتر بود.


قبلا گفتم یه راه دیگم برای ادامه زندگیم دارم،احتمالا اگر جای من بودید همتون همین راه رو انتخاب میکردید.

ولی با اینکه راه بهتریه من دوستش ندارم!


نمیدونم باید چی کنم.

شبتون بخیر ،عاقبت هممونم بخیر:)

۸ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۸ ، ۲۲:۴۶
mohammad.j n.safavi

تا دیشب که یهویی جو منو برادرم رو گرفت و شروع کردیم کشتی گرفتن,اخرای کشتی گرفتنمون  بودیم که من یهویی رو زمین افتادم و شروع به تشنج کردم.یادمه کجا افتادم یا میگفتم اب رو سرم بریز ولی کسی یادش نمیاد دیگه بعدش اورژانس (همیشه دوست داشتم یه بار زنگ بزنم اورژنس نمیدوستم قراره برای خودم بزنند😁)اومد و از اونجا یادمه تقرییا همه چی و وقتیم رسیدیم بیمارستان تقرییا خوب شده بودم و الانم خوبم فقط هم نگرم داشتن تا ببینند تا 24 ساعت دیگه بازم تشنج میکنم یا نه ؟!

باحال ترین بخششم ایتجاست که تا دیشب بزرگترین مریضی های من حساسیت صبح و حساسیت به خورشیدو و سرما خوردگی بوده,حتی سرمم اولین بار دیشب زدم😂


+ حداقل اینش خوبه:))


موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۸ ، ۱۲:۱۷
mohammad.j n.safavi

-چی شد کجا قبول شدی؟

-انتخاب رشته نکردم، همون پیام‌نور رو میرم.

-کسی پرسید،من میگم بین الملل!


(شبیه همین حرف رو یکی چند سال پیش بهت زد و چه قدر پشتت در اومدم حالا...)


بگو حرف زیاد میشنوم،توام یکی مثل بقیه.




دریافت satori

حجمش 21 مگه.


موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۸ ، ۱۵:۳۴
mohammad.j n.safavi