معامله عمر و زندگی!

احتمالا شما هم بدونید،بدترین چیز برای من بلاتکلیفیه.اینکه ندونم باید چی کنم،بدونم و انجام ندم،اینکه هی بین چندتا موضوع بچرخم و هیچ کدوم رو درست دنبال نکنم.اینکه بدون برنامه جلو برم و اخرم به هیچکاری نرسم.
این مدت خیلی درگیر بودم.درگیر همه چی.همه چی رو باهم قاظی کرده بودم میخواستم همزمان هم به درسای دانشگام برسم،هم به علایقم برسم،هم کار کنم،هم به فکر ازدواج باشم،هم ورزش کنم،همه کار دلم میخواست همشون رو دنبال کنم به همه چیز برسم ولی خب یه روز 24 ساعته.یه روز میگفتم گور بابای زندگی برو کارهایی که دوست داری انجام بده،یه روز میگفتم نه برو پی کار و پول جمع کردن و ازدواج این ها،فرداش میگفتم نه این نه اون همه با هم،فرداش میفهمیدم همه با هم رو نمیشه انجام داد.
بالاخره یه روز نشستم یه لیستی درست کردم،چیا دارم و چیا ندارم!
توی چیا ندارم خیلی چیزها نوشتم،مدرک دانشگاهی ندارم،پایان خدمت ندارم،توی خیلی از چیزها یه مهارت کمی دارم،اشپزی،نقاشی،برق،تکنولوژی و... ولی توی هیچ کدومشون مهارت کاملی ندارم،نوشتم تجربه ندارم و ال و بل و فلان ندارم.
چیا دارم ها تعدادشون خیلی کمتر بود ولی یه چیز بود که اگه درست ازش استفاده بشه و قدرش رو بدونی میتونه همه چیا ندارم‌هارو پر کنه.
اسمش جوونیه.و اینجاست که این جمله جوونی سرمایه است معنی میشه.میتونم این سرمایه رو بدم و به جاش مدرک و مهارت و تجربه بگیرم میتونم رو تخت لم بدمو پستای انگیزشی اینستا رو بخونم،با انجام کارهای بیهوده الکی هدرش بدم یا ارزون بفروشمش!
"الان میدونم باید یاد بگیرم،هرثانیه‌ای رو که دارم "

+من باب پست بالا ،حرکات خیلی خفنی زدم که فعلا بهتون نمیگمD:
++چطوریایید؟:))))
+++به کنکوری‌ها:درساتونو خوب بخونید،بدونید که هرچی درسای دبیرستان هست رو باید تو دانشگاه بخونید.اگه الان نخونید علاوه بر اینکه دانشگاهی که نمخواید قبول نمیشید مجبورید دیگه تو دانشگاه بخونیدشون،بخوانید فرزندانم:)
++++یکی را از خود راندم،الان پشیمانم:(
+++++از همون پست های اینستا;)


  • ۲
  • نظرات [ ۸ ]
    • Mohammad (-‿◦)
    • دوشنبه ۲۰ آبان ۹۸

    ‌‌‌‌

    وبلاگ را نیز تازگی‌ها ندوست.

    یاعلی.

    • Mohammad (-‿◦)
    • شنبه ۱۱ آبان ۹۸

    زنده باد تنهایی

    بگید من خر کی رو بگیرم که بچه 17-18 ساله سیگار و گل میکشه و به مشروب خوردنش افتخار میکنه,خر کی رو بگیرم پارک شقایقی که قبلا میومدن همه ورزش میکردن,میدویدند,والیبال,بسکتبال بازی میکردند الان شده پاتوق کسی بدون سیگار توش نمیره

    چرا پسرا با ده تا دختر دوست اند بیرون میرند بازم یه دختر تو خیابون میبینند سرشون میجنبه,دخترام همین طور

     همونی که امروز رفتیم این پارکه,من چند سال بود نرفته بودم,بعدم رفتیم پیش اون بچه ها که مست کرده بودند بهم گفت 21 سالت شد چه پخی شدی؟گفتم تو چی شدی؟گفت من یه چی شدم.

    راست میگفت حداقل تکلیف خودش رو میدونه,فاز خودش رو میدونه,من چی منم میدونم؟

    من یه باگی دارم,نمیدونم مشکل,تقریبا از چهره 90% دخترایی که میبینم خوشم میاد,کلا کم پیش میاد بدم بیاد,بعضی وقتا فکر میکردم من هیزم خودمو فحش میدادم گریه میکردم میگفتم اصلا کسی رو نگاه نکن,همیشه هم سرم پایینه ولی چون قدم بلنده بازم فرقی نمیکزد

    از امروز از الان دیگه تصمیم گرفتم دور همه چی رو خط بکشم,چه اون چند تا دوستی که دارم,چه اینکه دیگه نگران باشم موهام یکم کج بشه,صاف بشه که از جذابیتم کم بشه:|,چه اینکه از کسی خوشم بیاد,چه اینکه فکر کنم بقیه چه فکری دربارم میکنند,اینکه بخوام برای بقیه توضیح بدم چی میکنم,جایی برم که برام احترامی قائل نیستند,دیگه دوری از همه,دختر و پسر,دیگه سرمو میندازم پایین و راه خودمو میرم و میام.دیگ از کسی هم خجالت نمیکشم.

    از این به بعد زنده باد تنهایی!


    +اونایی که قطع دنبال زدم,تو اینوریدر دنبال کردم,احتمالا بقیه‌تون رو هم همونجا دنبال کنم,

    دیگه زیاد اینجا نمیام,ولی میخوام وباتونو بخونم.


  • ۴
    • Mohammad (-‿◦)
    • شنبه ۴ آبان ۹۸

    هم‌قطار

    میگند,سیگار نمیکشی,مشروبم نمخوری,قلیانم نمیکشی,زیدم نداری,زندگی خیلی ساده ای داری!:))
    با سه تا پسر خیلی گل هم کوپه ایم.
    و بعدا براتون میگم که چه قدر خدا خفنه.
  • ۳
    • Mohammad (-‿◦)
    • پنجشنبه ۲۵ مهر ۹۸

    از جمله تجربیات سفر:)

    از اولین تجربه‌هایی که تو سفر اول بدست میارید و تو سفرهای بعدی حسابی به دردتون میخوره اینه که وسایلی که با خودتون میبرید نسبت به سفر اول به یک چهارم تقلیل پیدا میکنه,الان من با یه کوله میخوام 5 روز مسافرت برمD:
    دفعه قبلی یه ساک بردم به چه عظمت😂
  • ۳
  • نظرات [ ۹ ]
    • Mohammad (-‿◦)
    • پنجشنبه ۲۵ مهر ۹۸

    درس بگیرم!

    " ادمارو وقتی سرشون شلوغه بشناس نه وقتی که تنهان,تنهایی ادم‌هارو مهربون میکنه! "
    فکر کنم مخاطب این متن من بودم,من کلا تنهام در نتیجه همیشه مهربونم:دی ولی فکر کنم برای بعضیا باید تا ابد و دهر سرم شلوغ باشه.
  • ۳
    • Mohammad (-‿◦)
    • دوشنبه ۲۲ مهر ۹۸

    اشرف

    اشرف تمام حسن‌یوسف‌های تاریخ:))

    چشم‌نخوره:دی

  • ۴
    • Mohammad (-‿◦)
    • دوشنبه ۲۲ مهر ۹۸

    هفت‌بیجار2

    اول میخواستم p30lite هواوی رو بگیریم.یه گوشی خوب با قیمت خوب! که چیزی از یه پرچمدار کم نداره کلا سری های لایت گوشی های خوبی اند همین گوشی قبلی من که فروختم p10lite بود
    بعد دیدم 3/5 میلیون خیلی زیاده گفتم بیام Y9 بگیرم که از نظر سخت افزار کپی پی سی لایته ولی دوربین و حافظه ضعیفتری داره قیمتشم 2/5 میلیون هست
    بعد فکر کردم دیدم من اهل بازی نیستم اصلا نیستم،بیشترین برنامه ای که میریزم WORKOUT ها و زبان و یکی دو تا برنامه حسابداریه و حتی بعضی برنامه ها مثل اسنپ فود اینارو هر وقت کار داشته باشم میریزم و بعدم پاکشون میکنم البه بیشترین کاری که با گوشی میکنم وبگردی هست.
    گفتم خب اینجوریه برم یه گوشی ساده تر در حد A10/A20/Y7 واین جور گوشی ها بگیرم
    الان دارم کم کم وسوسه میشم که همون چند تا برنامه ای که هست رو روی لپتاپ نصب کنم و با همین گوشی سادهه سر کنم که با پشت دست صورت خودمو ناز میکنم و میگم که در حد موارد گزینه سوم به درد بخور هست ،ولی گزینه های یک و دو فقط حسیه که ادم فکر میکنه گوشی با اون امکانات نیازشه ولی یکم که فکر میکنی میبینی اونقدرم واجب نبودند و نیازی بهشون نداری.
    +خیلی حالم خوبه حس مشخص بودن تکلیف ادم به شدت ارامش‌بخشه.
    ++یکم هولم برای اینکه همه کار هارو باهم بکنم:دی ولی مهم ترینش اینه که پی کار و دانشگاه رو بگیرم،باید با برنامه جلو برم.
    +++نظرتون درمورد خرید گوشی ها چیه پول همشون رو دارم ولی خودم میگم سومی عوضشم یه مقداری میرم لباسا و چیزای دیگه میگیرم.پس اندازم میشه.
    ++++پول کانون رو پس گرفتم 😎البته یه مقداری رو کم کرد ولی باز همش حروم نشد.
  • ۲
  • نظرات [ ۳ ]
    • Mohammad (-‿◦)
    • سه شنبه ۱۶ مهر ۹۸

    تاااااااااااااااااااااااااامااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

    پس از کلنجار رفتن های بسیار،تفکرات فراوان،خودخوری های بسیورو انتخاب های موجود را بین دو کفه ی ترازو گذاشتن تصمیم بر این شد که

    بکشم بیرون از کنکوررررررر خخخخخ

    و این ترم صنایع غذایی میخونم و ترم بعد تغییر رشته میدم به زیست‌شناسی و بعد میشینم برای ارشد چیزی که میخوام رو میخونم ،بیوتکنولوژی:))))

    این بود حاصل این چند روز چس‌کردن،خودگرفتگی و دوری از همه کس.

    تامام.

    :)


    +در پی فروختن گوشی یه p30lite میخوام بخرم😍

    و دیگه نگم از این به بعد رو براتون:))))))))

    ++فقط یه حرکتی باید بزنم که برم پول ثبت نام کانون رو ازشون پس بگیرم ایشالله که میدن.

  • ۲
  • نظرات [ ۱۲ ]
    • Mohammad (-‿◦)
    • دوشنبه ۱۵ مهر ۹۸

    ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

    گوشیم رو فروختم.بالاجبار برای انتقال مالکیت مجبور شدم یه سیم قدیمی که شکسته بود رو هم برم بازم بگیرم که دیگه اینو میخوام روشن کنم.میخوام یه مدت از همه‌ی همه دور باشم دوست،آشنا،وبلاگ،خانواده،همه یه مدت کلا دیده نشم،نباشم.شاید فقط بعضی وقتا بیام و اینجا بنویسم.

    مراقب خودتون باشید.

    خدانگهدارتون.

    🤗.

    +پست ها رمزی ندارند روی نمایش کلیک کنید پست میاد،رمزشون در اصل هیچ چیز نیست.

  • ۰
    • Mohammad (-‿◦)
    • يكشنبه ۱۴ مهر ۹۸
    نویسندگان